بهم گفتی تو سختی میندازیم تا التماست کنم و به گریه بیفتم. با خودم می گفتم گریه من به چه دردت می خوره؟ برام سوال بود چرا این کارو باهام می کنی. می خوای بگی از اونی بیشتر خوشت می آد که بیشتر گریه کنه؟ یعنی تو دلت می خواد منو تو اوج غمگینی ببینی؟ نه! می دونم دلت نمی آد. تو سختیهایی هم که می دی مهربونی. اشک راه بهت رسیدن رو ترسیم می کنه. اگه بخوام بهت برسم باید بتونم به موانع راه غلبه کنم. ابزار این غلبه گریه است. در واقع تو ازم می خوای مسلح بشم تا تو راه نمونم و بتونم بهت برسم. دلم آروم گرفت که اینقدر به فکرمی. آرامشی به وسعت یک اقیانوس.
((اخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم یضرّعون))