صبح كه بيدار مي شم و چشامو باز مي كنم، بلند مي شم و به سمت پنجره مي رم تا نفس بكشم، يه نفس تازه! با خودم به اين فكر مي كنم كه امروز چي مي شه؟ همون چيزاي ديروز تكرار مي شن يا اتفاق جديدي بناست رخ بده؟ اون اتفاق چيه؟ اصلا چرا من همش دنبال يه اتفاق جديدم؟ اينهمه تا حالا اتفاق جديد افتاده مگه چي شده؟ گيرم كه امروزم يكي ديگه اتفاق بيفتده، چي مي شه؟ از خودم مي پرسم: نكنه اتفاق جديد هم يه چيز تكراريه؟ خيلي چيزايي كه تو زندگيم رخ مي ده، يه زماني يه اتفاق جديد بوده ولي الان تكراريه. به همين دليل كه جديداي گذشته الان ديگه نه اتفاقن و نه تازه، اتفاقات جديد هم يه روزي عادي مي شن و ديگه تازه نيستن. اين يعني چي؟ يعني من غافلم و گول خودرم؟ دلم به دنبال جديد و تازه بودن خوش بود اما در واقع دنبال تكرار مكرراتم. من اگه هميشه ثابتم و وجودم هر روز يكيه پس يعني هم قبل از اتفاق هم بعدش هستم. هم وقتي يه چيزي اتفاقيه هم وقتي تكراريه، هم وقتي جديده هم وقتي كهنه و قديميه. به خودم مي آم. يه فكري به شدت مشغولم مي كنه. نكنه چيزايي كه دغدغه هر روز من همه همينجوري باشن؟! نكنه اونام مثل اين حسي كه در من هست و منتظر يه اتفاق جديدم، هستن. اينجوري كه من بيراهه مي رم. اينجوري كه به واقعيات نمي رسم. دقت كه مي كنم مي بينم خيلي از چيزايي كه هر روزه منو به خودشون مشغول مي كنن شامل اين قاعده مي شن.
من منظورم از ((یه اتفاق تازه)) این نبوده و نیست که تکرار بده. اتفاقا می خوام بگم چون مبنا و اساس زندگی بر تکراره نباید منتظر یه اتفاق تازه بود. تازگی رو باید از همین تکرر بدست آورد. تکرار وقایع زندگی وقتی که به معرفت ما عمق بدن و ما رو به نتایج برسونن مطلوبن. واسه تعمق معرفت و رسیدن به نتیجه هم باید تکرار کرد. مثل یه مغنی که چاه می کنه. تا بالا و پایین بردن تیشه و کندن خاک رو تکرار نکنه به آب نمی رسه. بله کار تکرار می شه ولی نتیجه کار چیه؟ اگه آدم چاه نفسشو کند و به آب حیات رسید نتیجه حاصل شده و این تکرار نیست دیگه. این سیر در نتایجه. این رفتن به سمت نوره. این گسترش وجوده. این پروازه، عروجه.
گر ز چاهی می کنی هر روز خاک عاقبت اندر رسی در آب پاک.
خدا یکیه. وجود در عالم متحده. اینهمه کثرات آفاقی و انفسی در نگاه ارضی و دنیایی قابل طرحه و الا فی الواقع یکیه. یک حقیقت که دارای مراتب و ماهیات مختلفه. همه چیز جلوه خداست. در نگاه ملکوتی کثرتی وجود نداره.
عالم قشنگ و پر رمز و رازیه. یه ذره واسه رسوندن آدم به هدف کافیه و این حکمت تکراره.