تبليغاتX
زمینی آسمانی - تو به جام ببین
نوشته هایم از خود آسمانی و زمینیم و خدای این من زمینی آسمانی
 

امشب که من و تو با همیم، بذار خوب ببینمت
حرفم نمی آد
ترجیح می دم چیزی نگم
دوست دارم بشنوم
نگات آسمون عشقه
چشات دریای حرفه
دیدنت عطش اینهمه منتظر موندنمو سرد می کنه
و این خنکای دل چه آرامشی به من می ده
تو این آرامشه که می تونم قلبمو بهت بدم
می تونم صداتو بشنوم
چقدر صدات قشنگه!
من دیگه گوش نمی خوام
حرفات نزدیکتر از اونه که کسی بخواد بینمون واسطه بشه
سیر که دیدمت اونوقت اگه حرفی موند باهات حرف می زنم
می دونم نمی مونه
سیر که دیدمت چشامو ازت بر می دارم
می دونم نمی تونم
تو به جام ببین
نمی خوام  چشم جز تو ببینه
به جام بگو
نمی خوام زبونم جز تو بگه
به جام بشنو
نمی خوام گوشم جز تو بشنوه
ای گوش و ای زبون و ای دل و ای دیده من!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 0:53  توسط محمد آسمانی  |