مهربونم به حرفت گوش ندادنام ذلیلم کرده و از تو دوربودنام دست و بالمو بسته. انگار دلم به خاطر اینهمه با تو نبودن مرده. می شه منو به حضورت بپذیری و گذشتمو فراموش کنی؟ یادت می آد چه همه خاطرخواه تو بودم و همه آرزوم شده بودی؟ به جونت قسم نمی تونم حرافمو به غیر تو بگم. نمی تونم از غیر تو بخوام یه کاری کنه به انسی که بهت داشتم برگردم. غیر تو کیه که گناهامو ببخشه؟ هیچ کی نمی تونه اوقات رفته و بی تو گذشتمو جبران کنه. چه نگاهها که به غیر تو نکردم! چه دلها که به غیر تو ندادم! چه محبتها که از غیر تو نخواستم! با همه وجودم به پات می افتم و به سمتت می آم. به درموندگیم رحم کن. اگه نگام نکنی و منو به حال خودم بذاری از کی بخوام بهت نزدیکم کنه؟ اگه بهم بگی ازم بیزاری و دوسم نداری و منو نمی خوای به کی پناه ببرم؟ آه من! اینجوری چه منی که اینهمه مواظب آبروم بودم که نریزه، شرمنده و بی پناه و بدبخت می شم! چه غم سنگینی به خاطر این مصیبتی که حاصل اعمالمه به دلم می شینه. ازت می خوام! می فهمی خواستن یعنی چی؟! از تو که بلدی چه جوری پرده پوشی کنی می خوام! از تو که بلدی شکسته ها رو چه جوری بند بزنی می خوام! می خوام منو ببخشی و معذرتم رو بپذیری و از گناهان خطرناکم بگذری و بدیهامو به روت نیاری و زشتیهای پیدا و پنهانمو فراموش کنی.
می شه منو قشنگ ببینی؟! می شه تو نگاهت هر چی بده، خوب جلوه کنه؟ نکنه منو یادت بره! نکنه از اغماضت بهم سهمی نرسه و وقتی باطن مدعیان عشقت رو به همه نشون می دی، من همونی جلوه کنم که هستم! نکنه خواهشمو نشنوی و بهش ترتیب اثر ندی! داغی سوزان جرمهای منو می شه با محبت فراگیرت سرد کنی و از پهنه وجودم خط بزنی؟ می شه چشای قشنگت تنمو به لباس نگاه خطا پوشت ملبس کنه؟ این لباس خوشگل من واسه دوباره به تو پیوستنم بهم انگیزه می ده و آمادم می کنه.
الهه من! قربونت بشم! تو آسمون عشقی که بنا بود با تو بسازم خیلی به این محتاجم که ابرهای مهربون رحمتت رو بفرستی و سایبون بستر تفدیده قلبم بشی و بر عطش گناهان داغ عشقی که ازت تو سینمه بباری و منو سرد کنی. من که ازت نمی تونم دل بکنم می شه بتونم به یکی دیگه دل بدم؟ چه کاری ازم بر می آد اگه تو منو نخوای و دل پر خطا و گناه منو که البته اصلا هم به دردت نمی خوره، نپذیری؟ جز تو کی می تونه کاری کنه منو بخوای و بهم رحم کنی و من تشنتو سیراب عشق ناب وجود ناز بی رقیب و مثالت کنی؟
معشوق من! اگه اعتراف به این حرفها توبه محسوب می شه به دلرباییت قسم من پشیمونم. اگه گفتنشون باعث میشه تصمیم بگیری به کسی رحم کنی، من همونم. اگه عذرخواهی می تونه موجب بشه گذشتمو فراموش کنی، ازت همیشه عذر می خوام. عیبی نداره تا می خوای سرزنشم کن! بهت می آد! تا وقتی دلت ازم خنک نشده هر چی دوست داری بگو. هر جور دوست داری بگو! هر کاری دوست داری بکن! می بینی که گرفتارتم. من گرفتارو در اختیارتو ببخش. بمیرم که اینهمه تحملم کردی! واسه اینکه دیگه نخواد از با من بودنات دلگیر بشی خوب منو عفو کن. تو که از همه چیز من باخبری و می دونی لنگتم بهم ارفاق کن. تشنگیمو با محببت سیراب کن.
معبود من! تو همونی هستی که خودت از خیل عشاقت خواستی اگه اونجوری که تو می خوای نبودن به خودت بگن ببخشیشون. گفتی بیان و از به حرفت گوش نکردن و با غیر تو بودن توبه کنن و دیگه دل به کسی ندن و از محضرت خارج نشن و جایی نرن. اگه کسی به این حرفت گوش نکنه چه عذری می تونه بیاره که قابل قبول باشه؟ خودت همه چیزو مشخص کردی. خودت نخواستی عشقت رو لو بدن و برن جای دیگه بگن. قربون اینهمه اصرارت به راز داری.
دردانه من! اگه بی تو بسر بردن جرم منه و بده، از من گذشتن و دوباره پذیرفتنم هم برازندته، هم خوب. من اولین کسی نیستم که به عهدش وفا نکرده و تو رو رها کرده و دل به غیر تو داده و بعد که سرش به سنگ خورده و برگشته، تو بخشیدیش و از درموندگی نجاتش دادی و به آغوش گرم محبتت برگردوندیش. هر کی قدرتو ندونه از نفهمی خودشه. هر کی قشنگیاتو نبینه از کوری خودشه. منو هم مثل اونا که فهمیدن و دیدن بپذیر. ای که به بیچاره ها جواب می دی. ای که نگاهت غمو از دل می بره. ای که به اونا که از غیر تو بریدن و خسته شدن پناه می دی. ای که اسرار نهان دل منو و همه رو می دونی. ای که لباسی که به تنم می پوشونی قشنگه.
الهی قربونت برم! بخشش و لطف و کرمت دستاویزمه. اگه واسه من صرفشون نکنی، پس چرا در تو هست؟ قربون محبت و دلسوزیت. خواستمو بهم بده. ناامیدم نکن و توبمو بپذیر و اشتباهاتمو فراموش کن. بهم منت بذار ای که از همه مهربونتری و بدون اینکه نیازی به گفتن من باشه خودت خواستمو می فهمی و نیازمو برآورده می کنی.
