خدا کنه بیاد. از اون مهمتر خدا کنه اونجوری باشیم و قدم برداریم و حرف بزنیم و عمل کنیم که می خواد. از اون مهمتر کاش به عنایت خدا رضایتش از ما حاصل بشه و غم و اندوهش بر طرف.
خیلی خوبه آقا بیان ولی می شه همون تو شلوغی و بحبوحه اینهمه گناهی که همهونو غرق کرده، بهش رسید. می شه اونو دید. یه مقدار زیرساخت معرفتیمون مشکل داره. اگه نه می دیدیم این برتر از خورشید و بهتر از آب و قشنگتر از ماه زندگیمونو.

نگاهمون به خورشید چه جوریه؟ اصلا برامون مهم نیست ولی ازش بهره می بریم. نه؟ حواست باشه و نباشه خورشید هست و رو سر همه نور و گرما و انرژی می باره. به همه زندگی می ده. کی می فهمیم نبود خورشید یعنی مرگ؟ وقتی به این معرفت به ذوق جان برسیم که بهش محتاجیم. خوب رسیدیم، چه کار کنیم؟ چه کار می شه کرد؟ قدرش رو بدونیم؟ همین؟ خورشید ماموره خداست واسه خدمت به ما. همه عالم کمر به آسایش و آرامش ما بستن. امام هم همینطوره. کمال خورشید مال خودشه. هر کیم از کمالاتش بگه مداح خودش شده. کمال آقا مال خودشه. هر کیم از آقا بگه از خودش گفته. چه اینکه دل علم نیافته به یه ذره ما نمی تونه خورشیدو به درستی بشناسه. معرفت معنوی به خورشید امامت سخت تره. وجودمون یه جوری ساخته شده که نمی تونیم جز به خودمون بپردازیم و ما ناچاریم تو همون چارچوبی که خلق شدیم راه بریم. نفع ما واسه امام زمان چیه؟ نفع ایشون واسه ما چی؟ کی از کی باید بهره ببره؟ اکثر ما تصور می کنیم ما باید ایشونو بهره مند کنیم. نفسی که می کشیم، چشایی که داریم، قلبی که می تپه، نعمتای بی شماری که ازمون رفع نیاز می کنه به اذن خدا از وجود ایشونه. چرا از کنه ذات خودشون بهره مند نشیم؟
جامعه پر از فساد شده و فساد نه یعنی همین عشوه و ناز و شهوت و برهنگی. فساد عقل و قلب و معنا و مفهوم مهمتره. چون به اینا منجر می شه و ریشه ایناست قبل از گناهان و همه اقسام گناه.
از پوسته دین تا مغزش راه زیاده و رفتنش کار هر کسی نیست.