خدا انگاري گاهي وقتا يه كناري مي شينه و بيراهه رفتن ما رو مي بينه.
تا باز گاه توبه برسه و دل هوايي حضورش بشه و پیشش بره.
تو ازش دور شدنامون و بهش پيوستنامون اين اونه كه همواره مي مونه و اين ماييم كه در تغيير و تغيريم.
به راستي هر كه تو راهي كه تا خدا مي ره به اسفار مختلفي مبتلا مي شه،
که درك اون سفرا هوشي عاشقگون مي خواد.
الهه من به اون عشقي منو برسون كه چنين هوشی نتیجشه.
قل هو الله احد.